من یعنی من پرده بی پرده میله بی میله و نرده بی نردهاونی که بلده جنگه می جنگه رفیق شیر از سگ نمی ترسهمیرم مسیرو می چینم از جون گیجم لبامو هیچی نخندوندهیچم هیچی از دستم نمیره هیچ وقت هیچ از هیچی نترسون
آدرس صد تایی بعد تهران زیر زمین جنب زندانعلاقه زنگ انشا خنده به دست خط ارشاد نباشدنباله بهتر ا لطیفه باش همین یبارببین کسی بوده شبیه به ما که قانون بشه جک جدید سال
سهم تو عبوره تو عابری اکجا میای میخوای کجا بریزود اومدی زود هم می گذری چون تو از اول مسافریعادیه ما از آزادی بگیم از این جامعه که می گن عاصی بشیمزیرزمین مثله لباسای تو تمیز نیست بالاخره مجبوری خاکی بشی
یا بمون یا برو هیپ هاپ راه نمیده خودت موندی ولی پات داره میرهنمیتونم بگم برو بذار باد بیاد باید بگم برو باد داره میرهتوی شعر من جنگ این وره خون اینطرف وزن اینورهتو کینه رو بر وزن سینه گفتی ولی کینه از سینه سنگین تره
یعنی تو سرو دیدی و من تهش جامعه و چرخه پنچرشوسیاه بازی بسه شاعر مردمی تو ذغال دیدی من منقلشاز اول تا آخر از آخر تا اول دیدم حتی اَ تو بدتر شوبزا از آخر بهت بگم اولشو که
میگن داغه بازار خیلیا شروع ما پایانِ خیلیاساین خیلی تلخه واسه خیلیا شروع ما پایانِ خیلیاسمیگن داغه بازار خیلیا شروعِ ما پایانه خیلیاساین خیلی تلخه واسه خیلیا شروع ما پایانِ خیلیاس
سعی کن یاد بگیری راه وقتی تو جاده میریحتی اگه کج زنده بودی سعی کن صاف بمیریسعی کن بفهمی جهل نه واسه گفتنه نه واسه بستن بفهمیکردن و دادنِ گوش به هرچی گفتن یعنی زندگیت تو مردن
گاهی اوقات بستن دهن یعنی حرف زدن این خوب بفهماونایی که مثلا راس کردن چی گفتن دهن باز کردنمردن مردم مردی مرد اوضاع خیلی ت*می شدولی هم تو هم اونا گفتین من گفتم
گفتن گفتم گفتی گفت گفتن ترس گفتم بهانه اسگفتن سخته گفتم عاشقانه استگفتن شب گفتم شهامت گفتن روز گفتم نیومد هرگزگفتن دل گفتم دلاور گفتن دلبر گفتم مادر
گفتن راه ترانه سده گفتم سد شروع صد ترانه اسگفتن دروغ و بلد نیست درستن اصلا غلط نیستنگفتم جایی که مردم دروغن مرگ صداقت صادقانستو ندیدی این گفتن رو فرق دوستو از دشمن چون
نمیتونستی خوب ببینی غلطای دیکته ی خوش خط رومیگن داغه بازار خیلیا شروعه ما پایانه خیلیااین خیلی تلخه واسه خیلیا شروعه ما پایانه خیلیاستا روزی که فرصت نیست نفسی باقی از عمرم نیسشروعِ ما پایانه خیلیاس ولی پایانِ ما مردن نیس