میخوام امروز همه ی نگفتنی هارو بگمقصه ی عشقه گذشته قصه ی شادیو غمتو گمان کردی بری دنیا تمامه واسه منشادی از غم می میره خنده حروم واسه من
من نگاهم دیگه دنباله تو نیستدلم پس می گیرم ماله تو نیسدیگه هرگز ننویس قصه برامبرو من عشقه دروغی نمی خوام
دیگه من عشق دروغی نمی خوامنمی خوام نمیخوام نمی خوام
کاری از من نمیاد اون دل بردشعله ی عشقه تو خاموش شد و مردوقتی دستاش توو دست هام میذارهواسه من گرمی آفتاب داره
نگاهاش جادویی رویا دارهطعمه شیرین شکر آب دارهمن نگاهم دیگه دنبال تو نیستدلمو پس میگیرم مال تو نیست
دیگه هرگز ننویس قصه برامبرو من عشق دروغی نمیخوامدیگه من عشق دروغی نمیخوامنمیخوام نمیخوام نمیخوام
میخوام امروز همه نگفتنی ها رو بگمقصه عشق گذشته قصه شادی و غمتو گمون کردی بری دنیا تمومه واسه منشادی از غم میمیره خنده حرومه واسه من
من نگاهم دیگه دنبال تو نیستدلمو پس میگیرم مال تو نیستدیگه هرگز ننویس قصه برامبرو من عشق دروغی نمیخوام
دیگه من عشق دروغی نمیخوامنمیخوام نمیخوام نمیخوام