امشب به بر من است ُ آن مایهی نازیارب تو کلید صبح ُ در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق برگردای ظلمت شب با من غم دیده بساز
امشب شب مهتابه حبیبم رو میخوامحبیبم اگر خوابه طبیبم رو میخوامگویید فلانی آمده آن یار جانی آمدهمست است و هشیارش کنید خواب است و بیدارش کنید
آمده حالتو احوالتو سفید رویتو سیاه خالتو ببیند برودامشب شب مهتابه حبیبم رو میخوامحبیبم اگر خواب طبیبم رو میخوامکِی باشد و کی باشد و کیمِی باشد و می باشد و می باشد و می
او گه لب می بوسد و گه من لب ویاو مست ز می گردد و من مست ز ویامشب شب مهتابه حبیبم رو میخوامحبیبم اگر خوابه طبیبم رو میخوامماه غلام رخ زیبای توست
سرو کمر بستهی بالای توست
ای عزیزممجمع دلهای پریشان جمع
ای حبیب ای طبیبمچین سر زلف چلیپای توست
ای مه انور، لعل تو شکر، از همه بهتر، قند مکررجانم جانم قند مکرر لب و دندان توستای عزیزم