تب چشمات یه بار دیگه شکستم داد تو دلم زلزله راه افتادبه خدا بد کاری دستم داد یه بار دیگه شکستم دادتب چشمات تب چشمات منو سوزوند و زمینم زدشایدم زندگی چشمم زد چه بلایی سر من اومد
امان از چشمای خوشحالم …منو ول نکن تو این حالتم آخه من فقط با تو راحتمدیگه آب از سر من رد شده …تو که مهربون بودی چرا اون چشا باهام بد شده
تو نفس نفس هوای منی تو رو این زمین خدای منیواسه من مهمه آرامشت ولی تو دلت میخواد دل بی قرارمو بشکنی
تب چشمات مث آفتاب تابستونه داره چشمامو میسوزونهیه چیزی توی نگاهاته با همه فرق داره دیوونهتب چشمات تب چشمات یه جوری داغه که تب کردمنمیتونم دیگه برگردم تو یه چیز دیگه ای واسم با همه غیر خودت سردم
منو ول نکن تو این حالتم آخه من فقط با تو راحتمدیگه آب از سر من رد شده …تو که مهربون بودی چرا اون چشا باهام بد شدهتو نفس نفس هوای منی تو رو این زمین خدای منیواسه من مهمه آرامشت ولی تو دلت میخواد دل بی قرارمو بشکنی