یاس همچنین کنسرتهایی را در دوبی، دوحه و لندن با همکاری BIA2 اجرا نمود.یاس پس از ۲۰ ماه در آبان ۱۳۹۳ به ایران بازگشت.
از چی بگم؟میگی بازم کنار همدیگه واژه بچین؟راجع به چی؟ ... باشه بشینچشاتو باز کن ، یه لحظه مال من باشیه لحظه بیا توی حس و حال من باش
پس میکروفونو به دست من تو بده بگماز این زمونه و از دلی که تکه تکه ستهر آهنگ منم مساوی ذکر یک دردجز اینم ندارم یه فکر بهتر
از جومونگی بگم که شده سَمبُل رشادت؟ایران براش شده مثل صندوق تجارتپس هنرمند وطن الان کجاست؟ نیست؟اون تو زیرزمین میخونه چون که مجاز نیست
از چی بگم برات؟انتظار داری چه چیزی از جیب من درآد؟به جز کاغذ سفید پاره ، خوب آره رفیقحرف توشه ، ولی با خودکار سفید
تو هم مثل منی تو هم کم درد نداریدرد اصلیت اینه که تو هم درد نداریمن کسی نیستم با این زخما دردم بگیرهولی این اشک ها رو کی میخواد گردن بگیره؟
از چی بگم؟خدا از این بنده های خسته؟از این همه درد تموم دنده هام شکستهخنده هامو نبین ، این خنده هام یه چسبه رو لبم
این منم با یه رد پای خستهاز چی بگم؟بگو از یه روح زخمی که باید یه تنه بره تو قلب کوه سختیاز روزایی که خط خوردن توی تقویم
خبر میدن از یه اجتماع رو به تخریباز چی بگم؟
از بچه های پایین شهر؟که غذا واسه خوردن دارن ماهی یه شباون که تنها دلیل خوابش به عشق فرداستتنها پاتوق عشق و حالش بهشت زهراست
یا که بگم از اون رفقای کاخ نشینکه هستن تو واردات کالای ساخت چینتو به من اینو بگو ، من از چی بگم خوب؟ما گفتیم و تموم دردا ریشه کن شد؟!
از چی بگم برات؟ شاید قصه دوست داریمثل قصه ی اون هم کلاسیان روستاییاگه قصه تلخه ، گناه واقعیتداستان نرگس وگـُلای باغ میهن
که نشستن با صد چرا و افسوس کاشکییه بخاری جای چراغ نفت سوز داشتیمچراغ افتاد توی کلاس و گـُر گرفتآتشی که پوست بچه هارو مثل گرگ گرفت
یه طفل معصوم ، با داد و فریاد گفتزود بدویین سمت در ولی درم قفل بودچشام خشک شد ، یه کم بهم اشک بده ایزداین بچه ها با کدوم دست مشق بنویسن؟
کودکیم مرد ، در راه کلاسی کهسوخت و منتظر یه جراح پلاستیکهیاس نمیخواد ته قصه رو هرگز ببندهچون باز دلش میخواد که نرگس بخنده
از چی بگم؟وقتی صبح نشده غروب زدتو قلب بچه های مدرسه ی درودزنغصه نخور صدامو بشنو از زیر خونـَت
من صداتو به گوش همه میرسونماز چی بگم؟دلی که فقط اسمش دله؟یا عمری که نصفش اشکه نصفش گله
یا از روح توی زندون که جسمش ولهآدم مجبوره که با شرایط وفقش بدهاز چی بگم؟
بگو از یه روح زخمیکه باید یک تنه بره تو قلب کوه سختیولی قسم به خدا قسم به روح تختیکه من بدون ترس میرم به سوی تقدیرخیلی خشنه زندگی ولی حوصله کردمتو فشن زندگی من یه مدل دردمولی دفتر گذشته هامو ذره ذرهگردمو اومدم جلو که پی دردسر بگردم